ذبيح الله صفا
183
تاريخ ادبيات در ايران ( فارسى )
در او اثر نكند و آنچه ارباب احوال بر سر آتش نشينند و روند و بدان بازى مىكنند و در ايشان اثر نكند ، هم بواسطهء اين معنى است . . . « از جملهء علوم صوفيان علم فتوت است و آن عبارتست از معرفت و كيفيت ظهور نور فطرت انسانى و استيلاى آن بر ظلمت نفسانى تا فضايل خلايق را بتمامى ملكه شود و رذايل به كلى منتفى گردد . مظهر فتوت ابراهيم بود و بعد از او يوسف و بعد از او از پيغامبران بمحمد ص رسيد و از او بعلى عليه السلام . پس جوانمردان همه تابع على باشند و هرچه يابند از متابعت او يابند ؛ و از على بفرزندان او و بسلمان و صفوان رسيد . فتوت بحقيقت اتصافست بصفات حميده و تخلق باخلاق پسنديده و منفعت آن آنست كه جوانمرد پيوسته شادمان و خوشدل باشد و مشفق و ناصح خلق خدا در مصالح دين و دنيا ، و بمهمات دينى و دنيوى ايشان بىتكلف قيام نمايد و چنان كه خود بكسب كمالات مشغول باشد رفقا و اصحاب را بر آن دارد . مبانى و اصول فتوت هشت است : وفا ، صدق ، امن ، سخا ، تواضع ، نصيحت ، هدايت ، توبه ؛ و حاصل و نتيجهء آن اتصاف بفضايل اخلاق و اجتناب از رذايل اوصاف است و تمامت فضايل در چهار چيز منحصرست : عفت و شجاعت و حكمت و عدالت به شرط استعداد . فتوت داشتن هفت صفت است : مردى ، بلوغ ، عقل ، دين ، صحت بنيه ، مروت ، حيا . فتيان را مراتب و درجات و همچنين اصطلاحات خاص است « 1 » . نقل خلاصهيى از گفتار شمس الدين محمّد آملى دربارهء اصول و مبادى سلوك و علوم مختلف تصوّف و فتوّت درينجا بپايان رسيده است و اينك لازم است در وضع خانقاهها و كيفيّت حال صوفيان در آنها و احوال مريد و مراد و چگونگى تعليم متصوّفه و مراحل آن و نظاير اين مسائل به نحوى كه در قرن هفتم و هشتم متداول بود ( و در قرنهاى بعد هم تغييرات عمده نيافت ) باختصار تمام سخن گوييم « 2 » :
--> ( 1 ) - نقل همهء مطالب مربوط بتصوف و فتوت و اصطلاحات و تعبيرات آنها چنان كه در نفايس الفنون آمده است اينجا ميسر نيست و براى اطلاع از آن رجوع شود به كتاب مذكور ج 2 - ص 2 - 128 . ( 2 ) - در اين مورد مخصوصا از مقالهء خود بنام تاريخ تعليم و تربيت ايران از قرن هفتم تا قرن دهم كه در تمام شمارههاى سال چهارم مجلهء مهر ( 1315 شمسى ) درج شده است بطريق تلخيص و اقتباس استفاده مىكنم .